شيخ ذبيح الله محلاتى

272

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و انتهروها بسياط قنفذ * و كسروا بالضرب منها اضلعا فانعطفت تدعو اباها بحشى * تساقطت مع الدموع قطعا يا ابتا هذا على اعرضوا * عنه ضلالا و ابن تيم طيعا اهتف فيهم لا ارى واعية * تعى ندائى لا و لا مسمعا امسى تراثي فيهم مغتصبا * منى و حقى بينهم مضيعا فاسترجعت كاظمة لغيظها * مبدئة حنينها المرجعا حتى قضت من كمد و قلبها * كاد بفرط الحزن ان ينصدعا قضت و لكن مسقطا جنينها * مولعا فؤادها مروعا قضت و من ضرب السياط جنبها * ما مهدت لها الرزايا مضجعا احتجاجات امير المؤمنين با اصحاب سقيفه ( نا ) چون امير المؤمنين عليه السّلام را به آن ذلت در محضر ابى بكر در مسجد رسول خدا حاضر كردند درحالىكه ريسمان در گردن داشت آن حضرت روى با ابا بكر كرد ( فقال يا ابا بكر ما اسرع ما و ثبتم على رسول اللّه باى حق و اى منزلة دعوت الناس إلى بيعتك الم تبايعنى بالامس بامر اللّه و امر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قد كان قنفذ لعنه اللّه ضرب فاطمه عليه السّلام بالسوط حين حالت بينها و بين زوجها و ارسل اليه عمران حالت بينك و بينه فاطمه فضربها فألجأها قنفذ الى عضادة بيتها و دفعها و كسر ضلعا من جنبها فالقت جنينا من بطنها ) فرمود اى ابو بكر چه زود بر رسول خداى تاختن كردى و سر از فرمان او بدر بردى بكدام شايستگى مردم را به بيعت خود دعوت كردي نه تو در غدير خم بفرمان خدا و رسول با من بيعت نمودى اينك قنفذ كه خدايش لعن كناد فاطمه را با تازيانه بزد گاهى كه ميان من و او ميانجى بود و عمر بضرب او فرمان داد فاطمه در پس در پناهنده گشت و او عضاده در را فشار داد چنان كه پهلوى او را بشكست و طفلى كه در شكم داشت ساقط ساخت در خبر است كه فاطمه از آن روز بستري گشت و ناتوان بود تا شهيد از جهان درگذشت . مخفي نماند كه موافق بعضى روايات خود عمر متصدى اين جنايت